صندلی . دیوار. پنجره:
روی صندلی کنار دیوار نشستم و از پنجره به بیرون نگریستم. این ارتفاع چقدر برایم زیاد بود.
آسمان . تو . گریه:
به آسمان نگاه کردم پر از ابر بود و من… من پر بودم از تو. بغض آسمان شکست و من تو را گریه کردم.
اتاق . کتاب . شاید زندگی:
و اتاق…همان که من و تو ساخته بودیمش….کتابم از وسط به دو نیم شده بود و “شایدزندگی” دیگر نبود.
چشم . تاکسی . دل تنگ
دوباره از پنجره به بیرون نگاه کردم . چشمم به دنبال تو بود. دل تنگم را دیدم که منتظر تاکسی ست. این ارتفاع چقدر برایم کم بود.
سلام مرسی خیلی قشنگ بودن….
[پاسخ]
سلام، منو به وجد اوورد
[پاسخ]